نمیشود تمام درها را بست. نه میشود بستشان و نه بازشان کرد. باید احتیاط کرد. باید حواس جمع بود. باید مواظب چیزهایی بود که قبلا نبودی. و این بخش سخت ماجراست. احتیاط،هرچند همیشه بوده ولی خیلی ملموس جنسش فرق میکند. جنس همه چیز فرق کرده. انگار رفتهای خارج از ایران. یا حتی خارج از کرة زمین. حتی خارج از کهکشان. دنیا هم رنگش فرق کرده. یک جاهایی دوست داشتنی هستند و یک جاهایی نه. گاهی گریه ات میگیرد و گاهی بلند میشوی و با آهنگ محسن چاوشی میرقصی...
ولی در نهایت تو هستی که یاد خیلی چیزها در خودت میافتی. بعد میبینی تو عینکت را عوض کردی. همین. قبلی دیگر نه به صورتت میآمد و نه درست میدیدی. باید برای این خانه چیزهایی بخرم از جنس جدید خودم. هنوز لیوان هم نخریدم. نمک پاش، قندان، فرش حتی.
منتظر ماندم از مریخ وارد کنن.
برچسب: متصل است او,متصل است او چاوشی,
نویسنده: النا قاسمی
تاريخ: دوشنبه
3 آبان
1395 ساعت: 12:47